تبليغاتX
سینه سرخ - وای از این که هستم...
    ز بغض سینه سوزم نفس امان بخواهد                                                        شکسته این دل من ، نوای ارغنون شد


" تو، با لالایی های کودکی هایم آمده ای و
 در دلم خوش خانه کرده ای!
نام تو گوشه کنار زندگی مرا پر کرده و پر کرده است.
هر جا که نگاه می کنم جای پای لطف توست.
به خدا این بنده کوچکِ خدا ارزش این همه التفات را دارد؟ آن هم از پیشگاه چون تو خوبی، تو...
چه کنم؟
چه کنم؟!
افسارگسیخته می تازم، می دوم، می روم، می ریزم و می زنم، آشوب می کنم و بیداد...
و آن وقت تازه وقتی نفس زنان از پای می افتم،
برمی گردم و نگاه می کنم که چه کرده ام...
وای از آن که هستم... وای از این که باشم...
وای از آن وقت که نگاه تو به من می نگرد؛ باز و روشن و درشت...
عزیز! به خدا شرمسارم.
کدامین جاده.. کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟
نمازم،
رکعت رکعت همه عشق.
خودم،
بی عشق..."
 |+| نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 0:52  توسط سینه سرخ  |