صدای ربنا می آید و
هنوز این دل باور ندارد به میهمانی که می رود...
هنوز زبانم برای افتتاح ثنای تو مهیا نیست...
هنوز دست هایم از گناه می لرزد...
هنوز...
پروردگارا، تو می دانی و می بینی، آن چه فرشتگان موکل بر من هم نمی دانند و نمی بینند. اما به رحمتت می پوشانی و می پوشانی...
یا ستار العیوب... یا غفار الذنوب...
این بار چگونه بخوانمت که ببخشایی؟
الهی لا تؤدبنی بعقوبتک...
من چاره ای به جز تو ندارم. از سوی تو به تو می گریزم...
دلم را کنار این سفره میهمان کن.
مبادا برانیم...