تبليغاتX
سینه سرخ
    ز بغض سینه سوزم نفس امان بخواهد                                                        شکسته این دل من ، نوای ارغنون شد

" از شوق اشک به چشمانم می دود وقتی که می بینم دوباره دست به سینه در پیشگاه تو نشسته‌ام و آرام آرام با روح سبز مهربان تو گفتگو می‌کنم. سینه‌ام لبریز از ایمان و مهر به تو، مهربان ترین نگاه زمین و آسمان! می گویم و شکر می‌کنم که باز اجازه دادی این من ِکوچک و نحیف بنالد...

این که می‌بینم به این لاابالی سرگردان و مغرور دوباره اذن ورود دادی، می‌بینم که دوباره اجازه دادی برای تو بگویم، بنویسم. وقتی می‌بینم که این خسته ترین جان عالم را مهربانانه در آغوش التفات می‌گیری و نوازشم می‌کنی... وقتی این همه را می بینم، چرا از شوق فریاد نزنم؟

عزیز مهربان! کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو؟..."

 |+| نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 1:39  توسط سینه سرخ