تبليغاتX
سینه سرخ
    ز بغض سینه سوزم نفس امان بخواهد                                                        شکسته این دل من ، نوای ارغنون شد

غریبستان کوفه...

هر وقت شمیم مناجات امیرمؤمنان در سحرگاهم می پیچد، به این جمله که می رسد غربتی را در بند بند وجودم احساس می کنم که ستون های ایستادگی را می لرزاند...  و اسئلک الامان یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا...

سبیلی که خانه نشینش کردند... از کلام مولا که جاری می شود نهایت تلخی غربت را در کامت می ریزد...

مولای یا مولای...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 4:51  توسط سینه سرخ  | 

 به جای همه اشک های بی صدای غریبی‌ات مولا،
                                          امشب عاشقانت بلند بلند مویه می کنند...

یتیم شدیم...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 1:36  توسط سینه سرخ 
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین


و گاه با خود می اندیشم
که من خود چنین خواسته ام
- و گفته ام که نخوانی‌ام پیش از آن که معرفتم دهی که کجا می‌آیم-
شکوه ای نیست...
بگذار از همین جا بسوزم
پیش از آن که آتش ِ آن خاک تبدار،
این بال ها را بسوزاند...
سینه سرخی را چه به پریدن؟
و در آستان جانان بال و پر زدن؟
...


شب های جمعه، بر بام
انگشت به سویت می گیرم: السلام...

 |+| نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 1:15  توسط سینه سرخ 

این شب ها که
درهای بهشت باز است، نبندیمش به روی خود؟!
درهای جهنم بسته است، نگشاییمش به روی خود؟!
شیاطین در غُل و زنجیرند، مسلط نگردانیمشان بر خود؟!

مدام می هراسم...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 3:9  توسط سینه سرخ  | 
پروردگارم!
ممنونم که به من نشان دادی که چقدر کوچک و حقیرم.
ممنونم که به من نشان دادی چه بنده های بی ریایی داری.
ممنونم که به من نشان دادی ایمان در درون آدم هاست.
ممنونم به خاطر همه چیز...

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 3:5  توسط سینه سرخ